لغت نامه دهخدا
دخل داشتن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) درآمد داشتن. دارای درآمد وعایدی بودن. || ربط داشتن. مرتبط بودن.
دخل داشتن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) درآمد داشتن. دارای درآمد وعایدی بودن. || ربط داشتن. مرتبط بودن.
در آمد داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگاه داشتن حساب چیزها یکی از نیازهای انسان اجتماعی است. حسابداری و حسابدهی از عصر سومریها آغاز شد. در عصر رنسانس در اروپا حسابداری به عنوان دفترداری دوطرفه موجودیت پیدا کرد. سپس دولتها بهعنوان اهرم کنترل دخل و خرج از آن استفاده کردند.
💡 در نتيجه آيه شريفه در معناى دفع دخل است، چون وقتى گفته مى شود (من نطفه خلقه فقدره ) ممكن است شنونده پيش خود خيال كند كه وقتى خلقت و تقدير از هر جهت به انسان احاطه دارد، ديگر انسان در افعال ذات و صفاتش اختيارى از خود ندارد، زيرا همه آنها مقدرو از پيش معين شده است، چون با تقدير، ضرورى الوجود و واجب التحقق مى شود، و ديگراختيارى براى انسان باقى نمى ماند، پس انسان در كفر و فسقش هيچ دخالتى ندارد اگر فاسق مى شود به تقدير الهى است، و اگر كافر مى شود به تقدير او است، و انسان آنچه را كه خدا خواسته و امر كرده به كرسى مى نشاند، و همين به كرسى نشاندنش نيزبه تقدير الهى است، پس ديگر نبايد او را در مورد هيچ عملى ملامت كرد، و دعوت دينى براى او كارى بيهوده است، چون دعوت فرع داشتن اختيار است، وقتى او از خودش اختيارى ندارد، ديگر انبياء به چه منظورى او را دعوت كنند.