دان کردن

لغت نامه دهخدا

دان کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دانه کردن. جدا کردن دانه های چیزی و بیشتر در انار مستعمل است و گاه در باقلی و انگور و گندم و جو. از هم باز کردن دانه های برخی از میوه ها را. حبه ها را از گوشت جدا کردن ( در میوه چون انار ). حبه کردن.

فرهنگ فارسی

دانه کردن

جمله سازی با دان کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به طاعت کردن یزدان ز دوزخ بازخر خود را درین معنی تأمل کن حقیقت دان که ارزانی

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز