لغت نامه دهخدا
دامنه داری. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دامنه دار. حالت و چگونگی دامنه دار.
دامنه داری. [ م َ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل دامنه دار. حالت و چگونگی دامنه دار.
عمل دامنه دار
💡 مردم این ولسوالی در پرورش دام داری وطیور از تجربه ای خوبی برخوردار اند در پرورش چون بز، گوسفند، گاو، ودام طیور دست بالا دارند. که دامهای خویش را در فصل بهار و تابستان در ییلاقهای چون شهید، خواجه غار، خشکک، دامنههای کوه مالک اژدر، زرد اسپان، خواجه اولیا، ماسان، ششبند چهارده، شلخه زار، قره جنگل، تنگی، خواجه پسته، غوری سنگ که چراه گاههای این ولسوالی و ولسوالیهای همجوار میباشند به چرا میبرند.