لغت نامه دهخدا
دارا و بت زرین. [ وُ ب ُ ت ِ زَرْ ری ] ( اِخ ) نام کتابی از ایرانیان قدیم بوده که به عربی ترجمه شده است و ابن الندیم در ص 424 فهرست خویش آن را بنام «دارا و الصنم الذهبی » یاد کرده است.
دارا و بت زرین. [ وُ ب ُ ت ِ زَرْ ری ] ( اِخ ) نام کتابی از ایرانیان قدیم بوده که به عربی ترجمه شده است و ابن الندیم در ص 424 فهرست خویش آن را بنام «دارا و الصنم الذهبی » یاد کرده است.
نام کتابیاز ایرانیان قدیم بوده که بعربی ترجمه شده است و ابن ندیم در ص ۴۲۴ فهرست خیش آنرا بنام داراوالصنم الذهبی یاد کرده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مجموعه به زندگی یک خانواده ۳ نفره میپرداخت که در آن رسول نجفیان در نقش پدر، مینا لاکانی در نقش مادر و متین عزیزپور در نقش پسرخانواده (سهیل) ایفای نقش میکردند. با اتفاقاتی که برای سهیل پیش میآید، زمینه ورود ۲ عروسک به نام دارا و سارا به قصه باز میشود
💡 اثر در عالم از دارا و اسکندر نمیبینم سری همچون کلاه لاله در افسر نمیبینم
💡 همیشه تا که خورشیدست و ناهیدست برگردون یکی دارا و فرمانده یکی معشوق و خنیاگر
💡 آرى، زن گلى است آرامش بخش، و آن هنگامى است كه شرايط لازم براى يكگل آرامش بخش را، از ديدگاه فرهنگ اسلامى - قرآن و روايات - دارا و در پاسدارى ازآنها، كوشا باشد.
💡 گرفتم سر به سر زان تو باشد ملک اسکندر تو را عبرت ز دارا و سکندر داشتن بهتر
💡 به عهد عدل تو افسانه گشت در افواه حکایتی که ز دارا و اردوان کردند