لغت نامه دهخدا
دائم شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جاوید گردیدن. وصوب. ( دهار ). رهن. ( دهار ). سجو. مقاتاة. ( منتهی الارب ). پیوسته شدن. بردوام شدن. همیشه شدن. || پیوسته رفتن. دائم جریان داشتن.
دائم شدن. [ ءِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جاوید گردیدن. وصوب. ( دهار ). رهن. ( دهار ). سجو. مقاتاة. ( منتهی الارب ). پیوسته شدن. بردوام شدن. همیشه شدن. || پیوسته رفتن. دائم جریان داشتن.
جاوید گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به مطالب مذکور در مجموع میتوان منابع آب این بخش را به دودسته آبهای زیر زمینی و آبهای سطحی تقسیمبندی کرد، آبهای زیر زمینی شامل، چشمه، قنات و چاه میگردند که پس از جاری شدن آب چشمهها و قنات در سطح زمین، آبهای رودخانههای دائمی که اکثراً در بخش بام متمرکزند را تشکیل میدهند.
💡 پس، ان حالتى است كه به آن تا ايمان حاصل و مقارن نشود. اطمينان نفس - كه طلبكمال، مشروط است به آن - ميسر نگردد، چه هر كس در معتقد خويش اگرمتزلزل باشد، طالب كمال نتواند بود. و علت ثبات بصيرت باطن باشد به حقيقت وملكه شدن اين حالت باطنى بر وجهى كه زوال نپذيرد و به اين سبب صدوراعمال صالحه از اصحاب اين ثبات، دائم و ضرورى بود.
💡 2. يك موقع به دنبال شدت پيدا كردن عارضه قلبى ام كه ضربان آن تا 28 ضربهدر دقيقه رسيد و فشارم تا 7 درجه پايين آمد كه در بخش سى سى يو بيمارستانبسترى شدم و على رغم تلاشهاى جدى پزشكان ضربان قلب از 40 ضربه در دقيقهتجاوز نكرد و آنان از عادى شدن ضربان قلب نااميد شده، قاطعانه نظر دادند كه بايدپيس دائم (باطرى زير پوست ) گذاشته شود.
💡 دقت در آيات سابق اين معنا را بخوبى روشن ميسازد چون مى فهماند كه تمام شخصيتانسان بدن نيست، كه وقتى بدن از كار افتاد شخص بميرد و با فناى بدن و پوسيدن وانحلال تركيب هايش و متلاشى شدن اجزائش، فانى شود، بلكه تمام شخصيت آدمى بهچيز ديگرى است، كه بعد از مردن بدن باز هم زنده است، يا عيشى دائم و گوارا و نعيمىمقيم را از سر مى گيرد.
💡 در ۱۱ خرداد ۱۳۹۵ انتخابات هیئت رئیسه دائم برگزار شد. پس از اعلام نتایج هیئت رئیسه موقت، محمدرضا عارف از نامزد شدن در کل ارکان هیئت رئیسه مجلس دهم انصراف داد و در نتیجه علی لاریجانی از لیست امید با کسب ۲۳۷ رأی در مقابل ۱۱ رأی مصطفی کواکبیان و ۲۸ رأی سفید به ریاست مجلس رسید.