لغت نامه دهخدا
خیز و میز. [ زُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ذوق و شوق و اختلاط و ارتباط. ( آنندراج ).
خیز و میز. [ زُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) ذوق و شوق و اختلاط و ارتباط. ( آنندراج ).
ذوق و شوق و اختلاط و ارتباط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمونه ای از کاربردهای خیز در ساخت و ساز ساختمان است. معماران و مهندسان مواد را برای کاربردهای مختلف انتخاب میکنند بنابراین جنس و مصالح تیرهای اسکلت ساختمان، بر اساس خیز و عوامل دیگر انتخاب میشوند.
💡 کرده سرود بلبلان، مست و خراب، گلستان نرگس و لاله سرخوشان، خیز و بیار چنگ و دف
💡 خیز و کام دل از این منزل ویران مطلب غنچه ی عافیت از گلشن دوران مطلب
💡 گر بباید مرد باری خیز و در میدان بمیر مرگ در میدان به از مرگی که اندر بستر است
💡 در زمان پر آبی چشمههای پر آب زیادی به علت وجود کوههای زیاد دورتادور روستا وجود داشت که این روستا زمین حاصل خیز و سر شار از درختان میوهای و غیر میوهای داشته.
💡 اقتصاد منطقهٔ لولمان به علت خاک حاصل خیز و مجاورت با رود سفیدرود برکشاورزی استوار است، در کنار کشاورزی دامداری و پرورش طیور و نوغانداری نیز رواج دارد.