لغت نامه دهخدا
خیزافتاد. [ اُ ] ( اِ مرکب ) نوعی جماع کردن. نوعی وطی کردن:
بماندم اندکی تا خوش بخسبد
که بسیاریش خیزافتاد کردم.سوزنی.
خیزافتاد. [ اُ ] ( اِ مرکب ) نوعی جماع کردن. نوعی وطی کردن:
بماندم اندکی تا خوش بخسبد
که بسیاریش خیزافتاد کردم.سوزنی.
نوعی جماع کردن نوعی و طی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ایران، این ملودی برای یک آهنگ انقلابی با اشعار فارسی به نام «برپا خیز» با آنکور «برپا خیز، از جا کن، بنای کاخ دشمن» توسط انقلابیون چپ در جریان انقلاب علیه سلطنت در سال ۱۹۷۹ استفاده شد. این ترانه مجدداً در جریان انقلاب سبز ایران به عنوان یک ترانهای اعتراضی در تجمعات مردم بر سر زبانها افتاد.