خوش پشت

لغت نامه دهخدا

خوش پشت. [ خوَش ْ / خُش ْ پ ُ ] ( ص مرکب ) اسبی که به آسانی آنرا سوار توان شد. اسبی که بزودی پشت دهد سوار را. ( یادداشت بخط مؤلف ): به منزلت ستوری داند که بر آن نشیند وچنانکه خواهد میراند و می گرداند و اگر رام و خوش پشت نباشد بتازیانه بیم می کند در وقت. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

اسبی که به آسانی آنرا سوار توان شد اسبی که بزودی پشت دهد سوار را.

جمله سازی با خوش پشت

💡 در سال ۲۰۰۹، باندراس به دلیل یک تومور خوش‌خیم در پشت خود تحت عمل جراحی قرار گرفت.

💡 خط ثلث را خوش مى نوشته و كتابه درگاه مسجد جامع دارالمؤمنين قم و محراب مسجد بهخط اوست. از اين سخن برمى آيد كه در نيمه نخستين قرن دهم از اين مسجد مرمتى بهعمل آمده است، شاه عباس دوم در سفرى به قم در همين مسجد پشت سر ملامحسن فيض دانشمندنامى آن دوره نماز گزارد.

گمال یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز