لغت نامه دهخدا
خوکردگی.[ ک َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عادت. ( ناظم الاطباء ).
خوکردگی.[ ک َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) عادت. ( ناظم الاطباء ).
عادت
💡 بعضی افراد به بیماری برگشت اسید معده به مری (GERD) مبتلا هستند. این بیماری باعث نوعی حس سوزش و ناراحتی در بیمار میگردد که به «سوزش سر دل» یا ترش کردگی معروف است. عوارض GERD هنگامی که فرد دراز کشیده باشد ممکن است بدتر شود. حتی چنانچه فرد متوجه احساس سوزش سر دل به هنگام خواب نشود امّا ناراحتیهایی که توسط این بیماری ایجاد میشود میتواند با چرخه خواب تداخل نماید.
💡 آلما در در گردهمآییهای وینی به زیبایی زبانزد همگان بود، و خود آهنگسازی نیز میکرد. آلما نزد الکساندر زملینسکی آهنگساز اتریشی شاگردی میکرد و استاد و شاگرد به هم شیفته بودند. اما آلما از سوی بستگانش در فشار بود تا زملینسکی را رها کند. مالر پس از ازدواج با آلما از او خواست که آهنگسازی را کنار بگذارد و تنها به خانهداری بپردازد. زندگی زناشویی مالر تشکیل شده بود از زمستانهایی پرکار که به رهبری اپرا سپری میشد و تابستانهایی که به آهنگسازی میگذشت. آلما از او دو دختر به نامهای ماریاآنا و آناجوستین به دنیا آورد. ماریا پوتسی دختر اول، به گونهای غمانگیز در چهار سالگی بر اثر تب مخملک درگذشت و مالر خود نیز از بیماری چرک کردگی قلب در رنج بود. گفته شده که ماریا از گوشی دکتر هراس داشت و پدر برای زدودن بیم او از پزشک خواست که نخست او را بیازماید و به این ترتیب بود که بیماری قلب او آشکار شد. پزشک او را از کارهایی خستهکننده بازداشت.