خو داشتن

لغت نامه دهخدا

خو داشتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) معتاد بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
آزردن ما زمانه خو دارد
مازار از او، گرت بیازارد.ناصرخسرو.

جمله سازی با خو داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهرستان عباس‌آباد با داشتن ۵۴ هکتار گلخانه و ۱۰۹ هکتار فضای باز یکی از قطب‌های تولید گل و گیاه مازندران است و ۱۰۲ بهره‌بردار در زمینه پرورش گل و گیاه در مناطق کلاراباد، سلمانشهر و عباس‌آباد مشغول فعالیت هستند.

💡 می رسدم از سخن رایت جم داشتن مشرق و مغرب زمین، زیر قلم داشتن

💡 سانتاندر برزیل در سال ۱۹۸۲ راه‌اندازی شد و امروزه با در اختیار داشتن شبکه‌ای از ۳٫۶۹۶ شعبه بانکی و ۱۸٫۳۱۲ دستگاه خودپرداز، دارای بیش از ۹ میلیون مشتری، پس از ایتاو یونی‌بانکو، بانکو دو برزیل، بانکو برادسکو و کاشابانک در رتبه پنجم از بزرگ‌ترین بانک‌های برزیل قرار دارد.

💡 چه آخر طعمه موران خاکست این تن فربه ز رنج گوشه‌گیری جسم لاغر داشتن بهتر

کرملین یعنی چه؟
کرملین یعنی چه؟
گاوی یعنی چه؟
گاوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز