لغت نامه دهخدا
خفت انداختن. [ خ ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب )گره خفت زدن. گره خفت کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفت انداختن. [ خ ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب )گره خفت زدن. گره خفت کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
گره خفت زدن گره خفت کردن
💡 (اوحى اليهم ) يعنى (اشاره اليهم ). و گاهى به معناى الهام و انداختن به قلباست؛ نظير: (( (و اوحينا الى موسى ان ارضعيه فاذا خفت عليه فالقيه فى اليم)(494))).