لغت نامه دهخدا
خط وتر. [ خ َطْ طِ وَ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط مستقیمی که از یک نقطه دایره به نقطه دیگر آن وصل شود. || در مثلث قائم الزاویه اطول اضلاع.
خط وتر. [ خ َطْ طِ وَ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط مستقیمی که از یک نقطه دایره به نقطه دیگر آن وصل شود. || در مثلث قائم الزاویه اطول اضلاع.
خط مستقیمی که از یک نقطه دایره به نقطه دیگر آن وصل می شود.
{chord line} [حمل ونقل هوایی] کوتاه ترین فاصلۀ بین لبۀ حمله و لبۀ فرار ماهیوار
کوتاهترین فاصلۀ بین لبۀ حمله و لبۀ فرار ماهیوار.
💡 جهان چو یافت شباب ای شگفت گرم و ترست مزاج گرم وتر آری بود مزاج شباب
💡 زاویه و جیب و ظلّ جمله بداند ز بر نسبت قطر و محیط صورت قوس و وتر
💡 422 هفتاد نفر در حال خواندن دعاى ابوحمزه در قنوت وتر نماز شب
💡 خشک وتر زمانه زنگ بقا ندارد معلوم می توان کرد از شبنم و شرارش
💡 خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود رخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود