خشک لات
لغت نامه دهخدا
خشک لات. [ خ ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سیاهکلرود بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در بیست هزارگزی جنوب خاوری رودسر و یک هزارگزی راه شوسه رودسر به شهسوار. این ده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و مرطوب. آب آن از نهر سیاهکل رود و محصول آن برنج و شغل اهالی زراعت است.( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ). رجوع به مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص 6 و 18 و 29 شود.
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان سیاهکلرود بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در بیست هزار گزی جنوب خاوری رودسر و یک هزار گزی جنوب خاوری رودسر و یک هزار گزی راه شوسه رودسر به شهسوار.
جمله سازی با خشک لات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سده ششم پس از میلاد، شهر طائف تحت سلطه قبیله ثقیف بود که امروزه نیز در شهر طائف و اطراف آن زندگی میکنند. گفته شدهاست که قبایل یهودی که توسط مسیحیان اتیوپیایی در جنگهای پادشاهی حمیر آواره شده بودند در نزدیکی طائف ساکن شدند. شهر محصور، یک مرکز مذهبی بود زیرا بت الهه لات را در خود جای داده بود که در آن زمان به عنوان «بانوی طائف» شناخته میشد. آب و هوای آن شهر را از همسایگان خشک و بایر خود که به دریای سرخ نزدیک تر بودند، جدا میساخت. در پیرامون طائف گندم، انگور و میوه میروید و این گونه بود که شهر لقب «باغ حجاز» را به خود اختصاص داد. طائف و مکه هر دو زیارتگاه بودند. موقعیت طائف از خود مکه خوشتر بود و مردم طائف با مردم مکه دادوستدهای نزدیک داشتند. مردم طائف در کنار بازرگانی به کشاورزی و تولید میوه نیز میپرداختند.