لغت نامه دهخدا
خس در چشم افتادن. [ خ َ دَ چ َ / چ ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) خس و خاشاک بچشم رفتن. کثافت و گرد بچشم رفتن، قَذی.
خس در چشم افتادن. [ خ َ دَ چ َ / چ ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) خس و خاشاک بچشم رفتن. کثافت و گرد بچشم رفتن، قَذی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مقدار تمنا داغ در دل جلوه گر باشد به قدر خار و خس در آتش سوزان شرر باشد
💡 با کمال تنگدستی از شکست آرزو خارو خس در دیده تنگ توانگر می زدم
💡 تو گوهری و ما خس در بحر عشقت ای جان شد مشتری دل من با آن گران بهایی
💡 آن محیطم من که چون گردم به ناگه موجزن افکنم چون خار و خس در معانی برکنار
💡 گل همنشین خار و خس در دامن گلزارها وز خارخار عشق گل در جان بلبل خارها
💡 ورچه فرعون لعین آن دعوی باطل کند همچو خس در رود نیل او را گرفتار آورد