لغت نامه دهخدا
خرم نهاد. [ خ ُرْ رَ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) خرم وضع. خرم اساس:
بدان شهر بی چیز خرم نهاد
یکی مرد بد نام او هفتواد.فردوسی.|| صاحب روح شاد. دارای سرور قلبی. خوشدل.
خرم نهاد. [ خ ُرْ رَ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) خرم وضع. خرم اساس:
بدان شهر بی چیز خرم نهاد
یکی مرد بد نام او هفتواد.فردوسی.|| صاحب روح شاد. دارای سرور قلبی. خوشدل.
خرم وضع خرم اساس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهان پناها یمن زفاف خرم تو نهاد در چمن آئین و رسم نزهت و سور
💡 به فیروزی و خرمی خیر راد به کاشانه ی بد گهر پا نهاد