لغت نامه دهخدا
خرخره کردن. [ خ َ خ َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تیمار کردن اسب. ( از ناظم الاطباء ).
خرخره کردن. [ خ َ خ َ رَ / رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تیمار کردن اسب. ( از ناظم الاطباء ).
تیمار کردن اسب
💡 شجونی در ۲۱ آذر ۱۳۸۸ در تجمعی که در مدرسهٔ مروی و تحت عنوان اعتراض به پاره کردن عکس سید روحالله خمینی برگزار شد به افرادی که آنها را «دشمنان جنایتکار انقلاب» خواند هشدار داد که «اگر آقا لب تر کند خرخرهشان را میجویم».
💡 شجونی در ۲۱ آذر ۱۳۸۸ در تجمعی که در مدرسهٔ مروی و تحت عنوان اعتراض به پاره کردن عکس سید روحالله خمینی برگزار شد به افرادی که آنها را «دشمنان جنایتکار انقلاب» خواند هشدار داد که «اگر آقا لب تر کند خرخرهشان را میجویم».