لغت نامه دهخدا
خرچران. [ خ َ چ َ ] ( نف مرکب ) کسی که خر را در بیابان می چراند. کسی که تیمارداشت خر را از جهت چریدن در عهده دارد. خربنده. || کنایت از آدم بی سواد و بی معرفت.
خرچران. [ خ َ چ َ ] ( نف مرکب ) کسی که خر را در بیابان می چراند. کسی که تیمارداشت خر را از جهت چریدن در عهده دارد. خربنده. || کنایت از آدم بی سواد و بی معرفت.
کسی که خر را در بیابان می چراند یا کنایت از آدم بی سواد و بی معرفت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شتر چران گفت: شيرى كه در پستان شتران است براى صبحانه قبيله است و آنچه درظرف دوشيده ام براى شام آنهاست.
💡 همی دوان و نوان گه به باغ و گاه به راغ همی چمان و چران گه به کوه و گَه به دمن
💡 تو چرانی گوروار و شیر گیتی در کمین شیر گیتی را همی فربه کنی چون گور تن
💡 گرگ، از رمهخواران و رمه، در گیا چران هر یک به حرص خویش همی پر کند دره
💡 مساءله 31 - اگر چشم چران را منع كرد ولى او دست برنداشت جائز است به قصدمجروح كردنش به سوى او تيراندازى كند، به شرطى دفع آن متوقف بر تيراندازىباشد، و همچنين اگر بجز كشتن او دفاع محقق نشود، كشتن او جائز است.
💡 مساءله 36 - اگر چشم چران به داخل خانه اى نظر بيندازد كه در آن كسى نباشدكه نگاه به او حرام باشد، جائز نيست به سوى او سنگ بيندازد، و اگر انداخت و جنايتىبر او وارد شد ضامن است.