خر عتابی

لغت نامه دهخدا

خر عتابی. [ خ َ رِ ع َت ْ تا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حمار زرد. زرد. زَبیرة. حمارمخطّط. ( قفطی ). || در آنندراج آمده: الاغی بوده که مردی عتاب نام مخترع خارای مخطط پیوسته آن خاراها را بر آن بار کردی و بجاهای بردی:
ابلهی صد عتابی و دیبا
گر بپوشد خریست عتابی.سعدی.

جمله سازی با خر عتابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهزار نامه دارم ز تو حسرت جوابی سر لطف اگر نداری چه کم آخر از عتابی

💡 منعش چو دهد حادثه را تاب عتابی بر گوشه نهد ابلق دوران جولان را

💡 دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت که خیالی به دلم حکم عتابی ننوشت

💡 ز عشق من به عتابی، بنازم انصافت به دست توست گریبان دل، چه چاره کنم؟

💡 رنج و راحت بر طرف شاهد پرستانیم ما دوزخ از سرگرمی نازش عتابی بیش نیست

ماتم دیده یعنی چه؟
ماتم دیده یعنی چه؟
فوکوس یعنی چه؟
فوکوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز