خدمت کنان

واژه «خدمت‌کنان» در زبان فارسی یک قید مرکب است که حالت انجام کاری را در هنگام وقوع آن بیان می‌کند و به معنای «در حال خدمت کردن»، «در حال بندگی کردن» یا «در حال انجام ادب و احترام» به کار می‌رود. این واژه زمانی استفاده می‌شود که فرد عملی را نه به صورت ایستا، بلکه همراه با حالت و رفتار خدمت‌گزارانه انجام می‌دهد و همین حالت رفتاری را در جمله برجسته می‌کند. از نظر ساختار زبانی، «خدمت‌کنان» از واژه «خدمت» به همراه بن فعل «کن» و پسوند «ـان» ساخته شده است که در فارسی برای ساخت قید حالت کاربرد دارد و نشان‌دهنده نحوه انجام عمل است. در متون ادبی فارسی، این واژه معمولاً برای توصیف حرکت یا رفتار افرادی به کار می‌رود که با احترام، فروتنی یا اطاعت در برابر شخصی دیگر رفتار می‌کنند. برای مثال، وقتی گفته می‌شود کسی «خدمت‌کنان» وارد شد، منظور این است که او در حالی وارد شد که حالت احترام و خدمتگزاری را در رفتار خود نشان می‌داد. این واژه علاوه بر معنای ظاهری خدمت، می‌تواند بار معنایی اخلاقی و اجتماعی نیز داشته باشد و نشان‌دهنده تواضع و ادب فرد باشد. در زبان ادبی، این قید برای زیباتر کردن توصیف رفتار شخصیت‌ها و ایجاد تصویر ذهنی روشن‌تر از حالت آن‌ها استفاده می‌شود. همچنین در برخی کاربردها، می‌تواند مفهوم بندگی و اطاعت را نیز به صورت استعاری در بر بگیرد. از نظر معنایی، نزدیک‌ترین مفاهیم به آن عبارت‌هایی مانند «در حال خادمی»، «با حالت خدمتگزاری» و «با فروتنی» هستند. در مجموع، «خدمت‌کنان» واژه‌ای است که هم زمان انجام عمل و هم کیفیت و حالت انجام آن را به شکل محترمانه و ادبی بیان می‌کند.

لغت نامه دهخدا

خدمت کنان. [ خ ِ م َ ک ُ ] ( ق مرکب ) در حال خدمت کردن. در حال مراسم ادب بجا آوردن:
دویدند خدمت کنان سوی من
بعزت گرفتند بازوی من.سعدی.

فرهنگ فارسی

در حال خدمت کردن در حال مراسم ادب بجا آوردن.