خجالت بردن

لغت نامه دهخدا

خجالت بردن. [ خ َ / خ ِ ل َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) خجالت کشیدن. تحمل خجالت کردن. کسب خجالت کردن:
باندازه بود باید نمود
خجالت نبرد آنکه ننمود و بود.سعدی ( بوستان ).گربقیامت رویم بی خرو بار عمل
به که خجالت بریم چون بگشایند بار.سعدی.قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که ازین حاصل اوقات بریم.حافظ.

فرهنگ فارسی

خجالت کشیدن تحمل خجالت کردن

جمله سازی با خجالت بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبنمی در کار دارد گلشن عرض قبول جز خجالت هرچه آن‌جا می‌توان بردن مبر

💡 خجالت بایدم بردن ز رویت چو گویم نسبت رویت به ماهست

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز