خاک و ماک

لغت نامه دهخدا

خاک و ماک. [ ک ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) خاک:
تا بخاک اندرت نگرداند
خاک و ماک از تو بر ندارد کار.رودکی.

فرهنگ فارسی

خاک تا بخاک اندرت نگرداند خاک و ماک از تو بر ندارد کار

جمله سازی با خاک و ماک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیکار خاک و کاخ، تجزیه‌ وتحلیل «ساختن کاخ خورنق» اثر کمال‌الدین بهزاد نوشتهٔ جواد مدرسی

💡 برای وحلم و بجود و کفایت افزونست ز آسمان و ز خاک و ز آب و از آذر

💡 تو چه گوئی، که مر چرا بایست این همه خاک و آب و ظلمت و نور؟

💡 سرکشان از عشق تو در خاک و خون دامن کشند من کیم در کوی عشقت کاین رقم بر من کشند

💡 بستر و بالین من، تا نشود خاک و گل خاک و گل مصطبه، بستر و بالین ماست

💡 همچنین و براساس مطالعات انجام شده، خاک و اقلیم این روستا مستعد کشت زعفران است.

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز