لغت نامه دهخدا
حلب بالا. [ ح َ ل َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان. دارای 379 تن سکنه و آب آن از چشمه و رودخانه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
حلب بالا. [ ح َ ل َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان. دارای 379 تن سکنه و آب آن از چشمه و رودخانه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
دهی است جرئ دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان
💡 تقریباً نیمهٔ راه راسالعین و نصیبین، و در شمال آنها، دژ جنگی بزرگ ماردین واقع بود. در سده چهارم هجری قمری دژ ماردین《باز》نام داشت و پناهگاه امرای عرب حَمدانی بود. این دژ در قلهٔ کوهی جای داشت و در سمت جنوبی آن آبادی بزرگی ایجاد شده بود که در سده ششم هجری قمری بسیار آباد و پرجمعیت شد. این آبادی بازارهای زیاد و کاروانسراها و مدرسه و رباط داشت. خانههایش چون پلکانی بالای یکدیگر ساخته شده و هریک از خانهها بر خانهٔ پایینتر مشرف بود و مانعی در برابر بامها وجود نداشت. ابن بطوطه که در سده هشتم هجری قمری ماردین را دیدهاست گوید شهری بزرگ است و پارچههای پشمین در آنجا بسیار میبافند. در آن زمان دژ ماردین همانند دژ حلب به《قلعهالشهباء》و نیز به قلعه کوه معروف بود.
💡 ال به شکل انسان و در لباس سلطنتی به تصویر کشیده شدهاست. در نقش برجسته سنگی از اوگاریت که اکنون در موزه ملی حلب در سوریه قرار دارد، ال به صورت شاهی ریشدار با شاخ (نماد او) به تصویر کشیده شده است. او روی تخت پادشاهی خود نشسته است و یک پادشاه اوگاریتی در حال تقدیم پیشکش به او است. در بالای آنها چرخ خورشید بالدار قرار دارداست. در مجسمه دیگری در موزه دمشق، ال به صورت نشسته روی صندلی بدون تکیهگاه به تصویر کشیده شده است.