حصار نشین

لغت نامه دهخدا

حصارنشین. [ ح ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) کسی که در حصار نشسته باشد. || کنایت از زن مخدره. حصاری:
آن پری پیکر حصارنشین
بود نقاش کارخانه چین.نظامی.

فرهنگ فارسی

کسی که در حصار نشسته باشد

جمله سازی با حصار نشین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیرون رو از حصار و بصحرا فرو نشین می خور سحر که لاله برون آمد از حصار

ژرف یعنی چه؟
ژرف یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز