لغت نامه دهخدا
حساب برهم زدن. [ ح ِ ب َ هََ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان کردن و سررشته حساب از دست دادن:
شکرلب میشنید و دم نمی زد
حساب ناز را برهم نمی زد.سلیم ( از آنندراج ) ( ارمغان آصفی ).|| تقلب کردن در حساب. || جر زدن در قمار.
حساب برهم زدن. [ ح ِ ب َ هََ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان کردن و سررشته حساب از دست دادن:
شکرلب میشنید و دم نمی زد
حساب ناز را برهم نمی زد.سلیم ( از آنندراج ) ( ارمغان آصفی ).|| تقلب کردن در حساب. || جر زدن در قمار.
پریشان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیست تخمدان نیز موجب شدت خونریزی در دوران قاعدگی میشود. این کیستهای تخمدان کیسههایی پر از مایع هستند که داخل یا روی تخمدان ایجاد میگردند. نازسایی تخمدان هادر تولید، تکمیل و آزاد کردن تخمک (تخمک گذاری) باعث برهم زدن تعادل هورمونیو در نتیجه خونریزی شدید میگردد.
💡 بر دو عالم هر مژه برهم زدن خط میکشی نیست یکدم نقش خویش از صفحهات زایل چرا
💡 در اصطلاح سیاسی دیگر کشورها، «فالانژ» برای دست راستیهای افراطی، که به کمک دستههای اوباش در خیابانها به حمله و ویرانگری و برهم زدن تظاهرات گروههای چپ میپردازند، به کار میرود.
💡 از سرّ وحدت دم زدم هذا جنون العاشقین کونین را برهم زدن هذا جنون العاشقین
💡 نوشتار دادگاه محمد مصدق به شرح محاکمه محمد مصدق شصت و دومین نخست وزیر ایران میپردازد که در پی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی از کار برکنار شده بود. دو اتهام اصلی وی که در دادگاه نظامی مورد بررسی قرار گرفت تلاش برای برهم زدن اساس سلطنت و کودتا علیه قانون اساسی بود. در جریان محاکمه مصدق بارها مشروعیت این دادگاه را زیر سؤال برد.