حس یافت
مترادفها
احساس کرد، دریافت، درک کرد
متضادها
حس نکرد
فرهنگستان زبان و ادب
{sensation} [روان شناسی] فرایند یا تجربۀ درک ازطریق حواس
جمله سازی با حس یافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر چه نور ز خورشید یافت شش سیار نه هر یکی را بر چرخ دیگر است مکان
💡 حملات مشابه در روزهای آینده ادامه یافت و تلفات تا ۴ اکتبر به ۱۸ کشته و ۶۲ زخمی افزایش یافت.
💡 سامرا طی مدت سه دهه پایتختی، توسعه فراوانی یافت و تعداد زیادی از کاخها و تفریحگاهها و مساجد در این شهر ساخته شد.
💡 بر خلق چو بگشاد دل و دست و در خویش رغبت به دعا کرد و بزرگی به دعا یافت
💡 سخن چو تن بود اندر ستایش همه کس چو در ستایش او راه یافت گشت چو جان
💡 پس از مدتها جستجو در میان کتابخانههای قدیمی، او بالاخره حس آرامش و معنای واقعی زندگی را در میان صفحات پر از حکمت یافت.
💡 وقتی به چشمهای او نگاه کرد، او توانست حس عمیقی از صمیمیت و اعتماد را در نگاه او یافت که تا پیش از آن هرگز تجربه نکرده بود.
💡 پژوهشگران امیدوارند که با انجام این آزمایشهای پیچیده، توان بتوانند حس تازهای از ارتباط میان سلولهای مغزی و حافظه انسانی را در دنیای علم یافت.