لغت نامه دهخدا
حب سجستانی. [ ح َب ْ ب ِ س َ ج ِ ] ( اِ مرکب ) حب قاقله. دانه قاقله. دانه هیل، یعنی هل به اصطلاح امروزین.
حب سجستانی. [ ح َب ْ ب ِ س َ ج ِ ] ( اِ مرکب ) حب قاقله. دانه قاقله. دانه هیل، یعنی هل به اصطلاح امروزین.
دانه قاقله دانه هیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابو عبدالله محمد بن کرام سجستانی (زاده ۱۹۰ در زرنگ سیستان - درگذشته ۲۵۵ هـ. ق در رمله) عالم، فقیه، عارف و محدّث قرن سوم و بنیانگذار فرقهٔ کرامیه بود.
💡 حَریز بن عبدالله سجستانی اولین فقیه شیعی سیستانی در اسلام است که شیخ طوسی در رجال، وی را در ردیف مصنفان بزرگ شیعه به حساب آورده است. نام پدرش قاضی سجستانی است.
💡 جفری در ادامه این فعالیتها، کتاب المَصاحِف ابوبکر عبداللّهبن سلیمان سجستانی را تصحیح و با مطالبی درباره مَصاحِف کهن مندرج در متون تفسیری، در رساله منابعی برای تاریخ قرآن چاپ کرد.
💡 چند سال بعد از چهار اسقفنشین در خراسان و سجستان نام برده میشود. در شورای مار دادیشوع، اسقف بار شبای مروزی، اسقف داوود ابرشهری، اسقف یزدوی هروی و اسقف آفرید سجستانی از جمله حاضران بودند. نام غیر متداول اسقف مرو، بار شبا، به معنای «فرزند تبعید» است که نشان میدهد شاید مسیحیان مرو از تبعیدیان قلمرو روم بوده باشند.
💡 در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد او از دانشهای روزگار خود چیزهایی میدانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. زمانی که ناتلی به خانهٔ ما آمد، من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد، (که از شاگردان حریر بن عبدالله سجستانی بود) فقه میآموختم و بهترین شاگرد او بودم و در جدل که شیوهٔ دانشمندان آن زمان بود، تخصصی داشتم.