حاجت بردن

لغت نامه دهخدا

حاجت بردن. [ ج َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) عرض نیاز کردن. حاجت برداشتن. تمنا کردن سؤال:
مبر حاجت بنزدیک ترشروی
که از خوی بدش فرسوده گردی.سعدی.- دست حاجت پیش کسی بردن؛ عرض نیاز کردن پیش کسی. از کسی چیزی طلب کردن. حاجت خواستن از کسی:
دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر
که کریم است و رحیم است و غفور است و ودود.سعدی.

جمله سازی با حاجت بردن

💡 پس شركت كردن شيطان با آدمى در مال و فرزند سهم بردن از منفعت و اختصاص است،مثل اينكه آدمى را وادار كند به تحصيل مال كه خداوند آن را مايه رفع حاجت آدمى قرار دادهاز راه حرام، زيرا در اين صورت هم آدمى از آنمال منتفع شده به غرض ‍ طبيعى خود نائل مى شود، و هم شيطان به غرض خود رسيده استو يا آنكه از راه حلال كسب بكند و ليكن در معصيت به كار برند، و در اطاعت خدا صرفنكند، پس هر دو از آن مال منتفع شده اند با اينكه او از رحمت خدا تهى دست است.

نغمه یعنی چه؟
نغمه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز