جوز فروش

لغت نامه دهخدا

جوزفروش. [ ج َ / جُو ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده ٔگردکان: مرد جوزفروش سبقت گرفت و در قلعه رفت و در ببست. ( تاریخ قم ص 72 ). رجوع به جوز شود.

فرهنگ فارسی

فروشنده گردکان مرد جوز فورش سبقت گرفت و در قلعه رفت و در ببست.

جمله سازی با جوز فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تجارت ادویه شامل تمدن‌های تاریخی در آسیا، شمال شرق آفریقا و اروپا بود. ادویه‌هایی مانند دارچین، کاسیا، هل، زنجبیل، فلفل، جوز هندی، انیسون ستاره ای، میخک و زردچوبه در دوران باستان شناخته شده و مورد استفاده قرار می‌گرفت و در جهان شرق خرید و فروش می‌شد. این ادویه‌ها قبل از آغاز دوران مسیحیت به خاور نزدیک راه یافتند و داستان‌های محلی و عام منابع واقعی این ادویه‌ها را پنهان می‌کرد.

💡 در بازار قدیمی شهر، پیرمردی که سال‌ها بود به عنوان یک جوز‌فروش شناخته می‌شد، با لبخندی مهربان به مشتریان خود از انواع میوه‌ها می‌فروخت.

💡 داستان‌های قدیمی ما را به یاد آن روزهایی می‌اندازد که جوز‌فروش‌ها در گوشه و کنار بازار با فریادهای بلند، کالاهای خود را به مردم عرضه می‌کردند.

💡 او تمام عمر خود را در کنار دکه کوچک خود به عنوان یک جوز‌فروش ساده گذراند و با رضایت کامل از زندگی خود لذت برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران