لغت نامه دهخدا
ارزان فروش. [ اَ ف ُ ] ( نف مرکب ) که ارزان فروشد. فروشنده بقیمت مناسب. سهل البیع:
به بازارگان گفت چندین مکوش
به افزونی ای مرد ارزان فروش.فردوسی.ولیکن تو بستان که صاحب خرد
از ارزان فروشان برغبت خرد.( بوستان ).
ارزان فروش. [ اَ ف ُ ] ( نف مرکب ) که ارزان فروشد. فروشنده بقیمت مناسب. سهل البیع:
به بازارگان گفت چندین مکوش
به افزونی ای مرد ارزان فروش.فردوسی.ولیکن تو بستان که صاحب خرد
از ارزان فروشان برغبت خرد.( بوستان ).
کسی که چیزی را به بهای ارزان می فروشد.
( اسم ) ارزان فروشنده فروشنده به قیمت مناسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور دور است از بصارت عالم ارزان فروش کز رخ نو خط همی چارق زند بر فرق پیر
💡 به جان خرید توانی سه بوسه از دو لبش چنو شنیده ای ارزان فروش بازرگان
💡 همت شهید ساقی ارزان فروش باد می داد وعقل وهوش ز دردی کشان خرید
💡 شهروند در یکی از شمارههای خود در خصوص پلمپ نانوایی ارزان فروش در شهرستان ورامین، کارتونی را به قلم یکی از کارتونیستها منتشر کرد که نانوایی به علت ارزانفروشی پلمپ و نانوا دستگیر شده بود و مردم فقیر نظارهگر بودند.