لغت نامه دهخدا
جلو گرفتن. [ ج ِ ل ُ / ل َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )مانع شدن از پیش آمدن چیزی یا کسی. ( فرهنگ نظام ).
جلو گرفتن. [ ج ِ ل ُ / ل َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )مانع شدن از پیش آمدن چیزی یا کسی. ( فرهنگ نظام ).
مانع شدن از پیش آمدن چیزی یا کسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیابانهایی هستند که کمی رطوبت آنها به علت دور بودن از اقیانوسها و قرار گرفتن در مرکز قارهها یا وجود کوههای بلند و مرتفع که جلوی بادهای اصلی ناحیه را گرفته و از رسیدن رطوبت به این نواحی جلوگیری میکنند، است. مانند: بیابان گبی در مغولستان.
💡 هاله درحالی که عکس پدر را در دست داشت دوش به دوش تعدادی از خانمها حرکت میکرد که با ممانعت مأموران روبرو شد و پس از قدری گفتگو و مشاجره چند گامی بیش جلوتر نرفته بود که با یک هجوم عکسها را ا زدست او و همراهان ربوده بیاعتنا به اعتراض هاله که این عکس پدر من است و تصریح همراهان که ایشان دختر مهندس سحابی است، پاره کردند. شاهدان میگویند هاله برای پس گرفتن عکس پدر قدم جلو گذاشت وسعی کرد عکس را از دست مهاجم خارج کند که با ضربه دو دست به عقب پرت شد. هاله تعادل خودرا ازدست میدهد و نقش زمین میگردد. دست کم دو شاهد دیگر گفتهاند درست پیش از آنکه هاله بر زمین بیفتد یک لباس شخصی با آرنج بر پهلوی هاله میکوبد و او بر زمین میافتد.