جز و وز

مترادف‌ها

سر و صدا، هیاهو، جنجال، شلوغ‌کاری

متضادها

سکوت، آرامش، سکون

لغت نامه دهخدا

جز و وز. [ ج ِزْ زُ وِزز ] ( اِ صوت ) صدای سوختن اشیاء یا ناله اشخاص.

جمله سازی با جز و وز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او از بهترین نوازندگان ساکسوفون و از موسیقی‌دانان مهم و تأثیرگذار جز و موسیقی تلفیقی و آنچه «جز ایرانی» نامیده می‌شود بود.

💡 مادر او کیم یوت گلسپر که خوانندهٔ حرفه‌ای جز و بلوز بود پسرش را نیز با خود کلاب‌ها و کلیساها می‌برد و همان‌جا بود که رشد موسیقایی او آغاز شد و الهام بخش او در ترکیب هارمونی‌های کلیسایی و گاسپل با جَز شد. او با ورود به کنسرواتوار جز و موسیقی معاصرِ نیواسکول در نیویورک و آشنایی با خوانندهٔ سبک سول بلال الیور، وارد عرصه هیپ هاپ و اراندبی شد.

💡 از طرف ديگر اگر اين آدم جز و انسان هاى ماجراجو باشد، براى پوشاندن حس حقارتخود بحرانى كردن، حق كشى، خود را بالاتر از دگران شمردن، و افراط و مبالغه دررفتار و گفتار مى پردازد))(406)

💡 بیروت در سال ۱۱۱۰ میلادی فتح و به فولک گوئینز داده شد. این ارباب‌نشین یکی از بادوام‌ترین ارباب‌نشین و واسال‌های پادشاهی اورشلیم بود که تا سال ۱۲۹۱ به حیات خود ادامه داد. این شهر به واسطه بحث تجارت با اروپا، برای صلیبیون و اروپاییان مخصوصا دولت‌های دریایی ایتالیا اهمیت داشت. با این حال این ارباب‌نشین جز و تابع شاهزاده‌نشین جلیل بود. اربابان بیروت:

💡 وقتی خبر ناگهانی رسید، در تمام فضای سالن یک جز و وز بزرگ به پا آمد و همه افراد شروع به بحث و گفتگوهای بسیار تند کردند.

💡 برخلاف انتظار ما، در جلسه بسیار آرام و بی‌صدا بود و خبری از آن جز و وز و داد و فریادهای همیشگی نبود.

💡 پس از پایان مراسم، جز و وز زیادی در خیابان‌ها به گوش می‌رسید و مردم با هیجان بسیار به سمت خانه‌های خود می‌رفتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران