لغت نامه دهخدا
جزجگرزده. [ ج ِزْ زِ ج ِ گ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نفرینی است. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جزجگر شود.
جزجگرزده. [ ج ِزْ زِ ج ِ گ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نفرینی است. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به جزجگر شود.
نفرینی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو موجب است که بر جای من سخای تو را نواله وقت خورش جز جگر نمییابد؟
💡 نبود تیغ تو را جز جگر خصم نیام نسزد تیر تو را جز دل دشمن ترکش
💡 گرچه در نافه ما جز جگر سوخته نیست جگر نافه بود داغ ز پشمینه ما
💡 نادیدنت بس است سزا دیده را که او در راه عشق توشه ما جز جگر نداد
💡 شکار شیر عشقت جز جگر نیست تو گویی در تنم جانی دگر نیست
💡 در ره او تا گمان توشه ما ساخته جز جگر و درد درد هیچ نخوردیم