لغت نامه دهخدا
جر و بحث کردن. [ ج َرْ رُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجادله سخت در گفتار را بدرازاکشاندن. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع بجر و بحث شود.
جر و بحث کردن. [ ج َرْ رُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مجادله سخت در گفتار را بدرازاکشاندن. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع بجر و بحث شود.
مجادله سخت در گفتار را به درازا کشاندن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمود: اى خواهرم، حكيمه ! خداوند تو را در جر و پاداش همه خوبى ها شريك گرداند،اين جاريه - نرجس - را به فرزندم ابومحمّد بخشيدم تا به عنوان همسر در اختيارشباشد.