جدا سوختن

لغت نامه دهخدا

جدا سوختن. [ ج ُ ت َ ]( مص مرکب ) سوا سوختن. دور از هم سوختن:
روزی که دل ز جان شود و جان ز تن جدا
هر یک جدا ز عشق تو سوزند و من جدا.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

سوا سوختن دور از هم سوختن

جمله سازی با جدا سوختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر چه همی‌ گفت ای لعینان سوختن یک قطره آب کس نمی‌دادش جواب با لب عطشان جدا شد سر ز جسمش بی‌معین یا امیرالمومین

💡 هر که از یار جدا ماند، دلش می سوزد بدعت ما نبود سوختن از تنهایی

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز