جایگاه اجتماعی زن در اسلام

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] هر چند نقش زنان در خانواده و حضور او در آن مؤثر و از اهمیّت ویژه ای برخوردار است، اما حضور او در جامعه در حد ضرورت و برطرف ساختن نیازهای جامعه در حد واجب کفایی (پزشکی، تدریس و... ) و با توجه به اصل عفاف بدون اشکال است. برخی از نکاتی که درباره جایگاه اجتماعی زن باید مد نظر داشت از قرار زیر است.
در اسلام زن، علاوه بر مسئولیت اداره خانه و تربیت فرزندان که از مهمترین وظایف اوست، در بسیاری از مسئوولیت های اجتماعی با مردان شریک است و انجام این وظیفه خواه و ناخواه او را از حصار خانه به صحنه های اجتماعی می کشاند، که این نه تنها با حفظ حجاب و عفاف که از وظایف دیگر اوست منافات ندارد بلکه او را در بهتر انجام دادن مسئوولیت های اجتماعی و سلامت روانی اش یاری می کند. اسلام در هیچ زمینه سخت گیری نکرده است. و در همه شرایط مصالح فرد و اجتماع را در نظر گرفته است. «یرید اللهُ بکم الیسر ولایریدبکم العسر» «خداوند راحتی را برای شما می خواهد سختی را نمی خواهد». خداوند در قرآن درباره کیفیت حضور زنان در نزد نامحرم و اجتماع می فرماید: «لایُبدینَ زینتهنّ الاّ ماظهر منها» زینت خود را بیش آن مقدار که نمایان است (دست و صورت) آشکار ننمایند. در زمان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) زنانی به ایشان درخواست بیعت کردند ایشان فرمودند برگردید و آنچه برایتان واجب است را حفظ نمائید و دستانت را بپوشانید و بعد برای بیعت حاضر شوید.
زن و حضور در جامعه
حضرت زهرا (سلام الله علیها) و بعد از رحلت پدر بزرگوارش (صلّی الله علیه وآله وسلم) مسئوولیت سنگینی را برعهده داشتند ایشان نتوانستند در مقابل بدعت و نوآوری جامعه آن روز آرام و خاموش بنشینند، و برای دفاع از ولایت و اسلام در برابر مهاجرین و انصار در مدینه همراه و یاور همسرشان بودند، ایشان برای اخذ حق خود با عفاف و حجاب کامل در مسجد حاضر شدند و بین زنان و مردان پرده کشیدند. و از پس پرده به سخنرانی مشغول شدند. شخصاً در مساجد و مکان های عموم در برابر زنان انصار و مهاجر حاضر شدند و حجت را بر آنان تمام کردند و از آنها یاری می طلبید.با همه این ها آن حضرت خانه داری و انجام تکالیف منزل را سعادت بزرگی می دانستند، زمانی که ابتدای زندگیشان پدر بزرگوارشان (صلّی الله علیه وآله وسلم) کار را بین او و علی (علیه السّلام) تقسیم نمودند. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیهم) می فرمایند: تنها خدا می داند که چقدر خوشحالم، زیرا پیامبر مرا از پذیرفتن وظایف خارج از منزل و کاری که برای مردان است آزاد و راحت ساخت، اما با این حال هرگاه وظیفه الهی ایشان بود که در جامعه حاضر شوند با اصل عفاف و حجاب کامل وارد جامعه می شدند. مثلاً در دوران حضرت علی (علیه السّلام) مسجد ایشان و مسجد حضرت علی (علیه السّلام) مشخص و جدا از هم بود که به تبلیغ دین و حدیث می پرداختند و حتی زنان جداگانه در آن مسجد بر جنازه ها نماز می گذاردند.
مسئولیت زن در اجتماع
زن در قبال منکرات اجتماعی مکلّف است، و وظایف بسیاری دارد تا نه تنها حرکت های مثبت و منفی همجنسان خود را هوشیارانه بنگرد و تحرکات سیاسی آنها را در نظر داشته باشد بلکه در خودسازی و پاکسازی فکری جامعه نیز مسئول است. «کلکم راع و کلکم مسؤولٌ عن رعیته» بنابراین زن با امر به معروف و نهی از منکر کردن زن ها می تواند فضای اجتماعی سالم و معنوی سازد.با توجه با ظرافتی که در سرشت و خلقت زن وجود دارد آنها نمی توانند همانند مردان مسؤولیت حرفه ای پرمشقت و سنگینی را پذیرا باشند، چون آنها موجودی حساس آفریده شده اند. «انّ المراةَ ریحانةٌ لیستْ بقهرمانة» حضرت علی (علیه السّلام) می فرماید: زن گلی از گلزار زندگی است نه قهرمان.
زن و واجب کفایی
...

جمله سازی با جایگاه اجتماعی زن در اسلام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دلیل تحصیلات عالی، زنان به دلیل دانش خود در تصمیم‌گیری نقش داشتند. سرانجام، هدف کلی از تحصیلات عالی دختر برای موقعیت اجتماعی است و قبل از انقلاب اسلامی، تحصیلات عالی اساساً برای زنان ثروتمند و زنان از خانواده پادشاهی بود. از طرف دیگر، تحصیلات تنها عامل ارتقا جایگاه اجتماعی زنان بود زیرا آنها می‌خواستند خود را پیش ببرند و پس از انقلاب اسلامی و تجمع‌های ضد شاه درگیر امور اقتصادی و سیاسی شوند. عامل دیگری که انگیزه تحصیلات دختران است، افزایش ازدواج سنی است؛ بنابراین، آموزش زنان تقاضای بیشتری دارد، سپس آنها می‌توانند در مشاغل خصوصی و دولتی شرکت کنند.

💡 مواظبت از سلامت نوزاد، فواید نور آفتاب، روش غذا دادن به کودک و درمان بیماری های کودکان و تربیت آن ها حجم زیادی از صفحه های روزنامه دانش را در بر می گرفتند. نکات خانه داری و همسری نیز از بخش های دیگر نشریه دانش بود. او در مورد حقوق و جایگاه اجتماعی زنان نگرشی میانه‌رو داشت. نشریه دانش ۱ سال بیشتر عمر نکرد در شماره ۳۰ نوشت «دکتر کحال به علت گرمی هوا و کم مزاجی به شمیران رفته و نشریه تا دو ماه منتشر نمی‌شود». اما این تعطیلی موقت او دایمی شد و پس از یک سال انتشار متوقف شد.