لغت نامه دهخدا
جای در دیده کسی کردن. [ دَ دی دَ / دِ ی ِ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از نهایت مرغوب و پسندیده کسی شدن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). بسیار عزیز شدن نزد آنکس. ( ناظم الاطباء ).
جای در دیده کسی کردن. [ دَ دی دَ / دِ ی ِ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از نهایت مرغوب و پسندیده کسی شدن. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). بسیار عزیز شدن نزد آنکس. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با خیال تو خواب را شب هجر جای در دیده جهانبین نیست