لغت نامه دهخدا
جای خالی بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در جای خود نبودن. سر جای نبودن:
در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو
عالم پُر است از تو و خالیست جای تو.صائب.
جای خالی بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) در جای خود نبودن. سر جای نبودن:
در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو
عالم پُر است از تو و خالیست جای تو.صائب.
در جای خود نبودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افشاری که بیشترین بخش داستانی اجرای استندآپ کمدی خود را روی مسائل روز متمرکز کرده بود، با اشاره به مراسم تحلیف رئیسجمهور، از جای خالی عباس جدیدی و سلفی گرفتن نمایندگان با موگرینی گفت.
💡 تجلی تان کند بر من مرا از من کند خالی که یکتایم نشیمن کی کنم جز جای خالی را
💡 طلسم من چو حباب آشیان عنقا بود نفس پر از دو جهان کرد جای خالی من
💡 پس از نتایج قوی در سری دی، به دلیل ورشکستگی سایر باشگاهها، کامپوباسو در سال ۲۰۱۰ به سری C2 پذیرفته شد تا جای خالی لیگ را پر کند. سه فصل بعدی شاهد این بود که کامپوباسو در میانه جدول سری C2 قرار گرفت تا اینکه این باشگاه از سوی فدراسیون فوتبال ایتالیا غیرقابل بازی شناخته شد.
💡 داستان جای خالی سلوچ روایت دردمندانه زندگی یک زن روستایی (مِرگان) در یکی از نقاط دورافتادهٔ ایران (روستای زمینج) است که سعی میکند پس از ناپدید شدن ناگهانی شوهرش کانون خانواده را همچنان
💡 گفتند: یا ابراهیم! دل از همه برگرفتی، چیست این که همه درباختی؟ گفت: آری! سلطان خلّت سلطانی قاهر است، جای خالی خواهد با کس بنسازد. إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوها.