جانب نگه داشتن

مترادف‌ها

طرفداری کردن، پشتیبانی کردن

متضادها

بی‌طرف بودن، مخالفت کردن

لغت نامه دهخدا

جانب نگه داشتن. [ ن ِ ن ِ گ َه ْ ت َ ] ( مص مرکب ) حمایت کردن از کسی. رعایت حال کسی را کردن. پاس کسی را نگه داشتن:
تو میروی و مرا جان و دل بجانب تست
ولی چه سود که جانب نگه نمیداری.سعدی.جانب دلها نگاه دار که سلطان
ملک نگیرد اگر سپاه ندارد.حافظ.

فرهنگ فارسی

حمایت کردن از کسی

جمله سازی با جانب نگه داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه رویش داد بر بادم چو زلف همچنان جانب نگه می‌دارمش

💡 تو می‌روی و مرا چشم و دل به جانب توست ولی چه سود که جانب نگه نمی‌داری

💡 گر چه رویش داد بر بادم چو زلف همچنان جانب نگه می دارمش

کلمات مرتبط