جان ازاری

مترادف‌ها

آزار رساندن، اذیت کردن، رنجاندن، آزردن

لغت نامه دهخدا

( جان آزاری ) جان آزاری. ( حامص مرکب ) جفاپیشگی. ظلم. ستم. ( ناظم الاطباء ). عمل آنکه جان آزارد.

فرهنگ فارسی

( جان آزاری ) عمل آنکه جان آزارد جفا پیشگی ظلم ستم.
ظلم و ستم

جمله سازی با جان ازاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از زخمی هر لحظه، چندم جان آزاری یا رحمی بر حالم، یا زخمی بس کاری

💡 او باید بداند که با رفتارهای بی‌ملاحظه و حرف‌های تند خود، دچار جان ازاری دیگران می‌شود و این کار قطعاً باعث از دست رفتن احترام همگان می‌گردد.

💡 در ادبیات کلاسیک فارسی، بسیاری از شاعران بر این نکته تاکید داشتند که جان ازاری و آزار دادن موجودات زنده، گناهی بزرگ در پیشگاه خداوند است.

💡 برخلاف آنچه او فکر می‌کرد، این شوخی‌های بی‌مزه و مداوم، در واقع نوعی جان ازاری بود که باعث ناراحتی و دلخوری عمیق دوستانش می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران