تهمت الوده

لغت نامه دهخدا

( تهمت آلوده ) تهمت آلوده. [ ت ُ م َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) متهم. تهمت آلود:
چهره و رنگ و رخ و عادت آبا سپرند
تهمت آلوده نگردند به دیگر نسبی.منوچهری.رجوع به تهمت و تهمت آلود شود.

فرهنگ فارسی

( تهمت آلوده ) متهم تهمت آلود

جمله سازی با تهمت الوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جیب چندین تهمت آلوده است حالا از تو چاک گر بدانی موجب صد دامن آلائیست این

💡 رقیبان حیله‌گر، او ساده دل، من تهمت آلوده زمن بیگانه تا غایت چرا بوده‌ست، دانستم