تنور پیره زن

لغت نامه دهخدا

تنور پیره زن. [ ت َ رِ رَ / رِ زَ ] ( اِ خ ) تنور پیرزن. تنور عجوز. اشاره به پیرزنی است که طوفان نوح نخست از تنور نان پزی وی جوشیدن گرفت:
خانه پیره زن که طوفان برد
در تنورش فطیر نتوان یافت.خاقانی.چون قوم نوح خشک نهالان بی برند
باد از تنور پیرزنی فتح بابشان.خاقانی.در گمان آمدش که این چه فن است
اصل طوفان تنور پیرزن است.نظامی.و رجوع به تنور عجوز شود.

فرهنگ فارسی

تنور عجوز. اشاره به پیرزنی است که طوفان نوح نخست از تنور نان پزی وی جوشیدن گرفت.

جمله سازی با تنور پیره زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ و احمد هر دو مشغول سخن ناگهان آ مد دوان آن پیره زن

💡 پشت شمشیری زدم بر پیره زن گفتمش خاموش بنشین دم مزن

💡 پیره زن آخر چو باز آمد ز راه کلبهٔ خود دید قصر پادشاه

💡 سپید بازی در آشیان پیره زنان بباد داده بر او مخلب و دُم و منقار

💡 بهر ثمن به غیر کلافی چه آورد بیچاره پیره زن که ندارد بضاعتی

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز