تناوب کردن

مترادف‌ها

تکرار شدن، نوبتی شدن

متضادها

تداوم داشتن، یکنواختی

لغت نامه دهخدا

تناوب کردن. [ ت َ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بنوبت آمدن. بنوبت روی آوردن: و از آن وقت باز دواعی ادبار تجاوب نمود و قوافل حرمان خذلان تناوب کرد. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به تناوب شود.

فرهنگ فارسی

به نوبت آمدن. به نوبت روی آوردن.

جمله سازی با تناوب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ریخته‌گری، فن شکل‌دادن فلزات و آلیاژها از طریق ذوب، ریختن مذاب در محفظه‌ای به نام قالب و آن‌گاه سرد کردن و انجماد آن مطابق شکل محفظه قالب است. این روش کهن‌ترین فرایند شناخته شده برای به‌دست آوردن شکل مطلوب فلزات است. اولین کوره‌های ریخته‌گری از خاک‌رس ساخته می‌شدند و لایه‌هایی از مس و چوب به تناوب در آن چیده می‌شد.

💡 این قطعه جهت پخش کردن آب به تناوب بر روی لایه‌های پکینگ طراحی شده که بنا به مدل دستگاه و سایز لوله ورودی آب به برج خنک‌کننده در سایزهای مختلف ساخته می‌شود و به دلیل مقدار فشار و سیال ورودی و منطقه‌ای که دستگاه در آن قرار گرفته‌است از جنس آلومینیوم یا برنج تولید می‌شود.

💡 در مدیریت منابع انسانی، شرکت‌ها معمولاً با تناوب کردن شیفت‌های کاری، سعی می‌کنند از خستگی بیش از حد کارکنان و کاهش بازدهی در طول هفته جلوگیری کنند.

💡 کشاورزان با تناوب کردن کشت محصولات مختلف در یک زمین، از فرسایش خاک و از بین رفتن مواد مغذی ضروری جلوگیری کرده و بهره‌وری زمین را بالا می‌برند.

💡 در سیستم‌های هوشمند توزیع برق، مدیریت هوشمند با تناوب کردن بار مصرفی در ساعات مختلف شبانه‌روز، از فشار بیش از حد به شبکه جلوگیری می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران