لغت نامه دهخدا
تمیز پیدا کردن. [ ت َ پ َ / پ ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) عقل و ادراک و فراست پیدا کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
تمیز پیدا کردن. [ ت َ پ َ / پ ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) عقل و ادراک و فراست پیدا کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
عقل و ادراک و فراصت پیدا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با روی کار آمدن دولت پهلوی و سرو سامان پیدا کردن نسبی ادارات و وزارت کشور (وزارت داخله وقت) توجه بیشتری به حکام محلی شد و روستای دستجرد هم ازین قاعده مستثنی نبود.
💡 هر مکان موجسواری ویژگیهای خاص خودش را دارد، چون شکل بستر دریا در هر منطقه متفاوت است. در سواحل شنی، تپههای زیر آب میتوانند هفته به هفته تغییر کنند، برای همین پیدا کردن موجهای خوب به کمی صبر و حوصله نیاز دارد.
💡 نگردد هرگز او عاجز ز پیدا کردن معجز چو ناید کاهلی از شیر گاه خوردن کاهل؟
💡 یکی از روشها رشد ناحیه، روش مبتنی بر پیدا کردن هسته اولیه ناحیههاست. این روش مجموعه از هستههای اولیه را به عنوان ورودی اتخاذ میکند. هستههای اولیه به صورت مرتب با پیکسلهای مجاور خود مقایسه میشوند. تفاوت بین شدت روشنایی پیکسل مورد بررسی و میانگین شدت روشنایی ناحیه، به عنوان معیار شباهت استفاده میشود.
💡 به عنوان مثال، برای پیدا کردن شباهت ساختاری و غیره، به عنوان نمونه، ۳۰۰۰ ترکیب شیمیایی در فضای ۹۰ شاخص توپولوژیکی، خوشهبندی شدند.
💡 بود پنهان در یکتائی که در آخر زمان بهر پیدا کردن آن خاک آدم بیختند