تقبل کردن
مترادفها
پذیرفتن، قبول کردن
متضادها
رد کردن، نپذیرفتن، انکار کردن
لغت نامه دهخدا
تقبل کردن. [ ت َ ق َب ْ ب ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پذیرفتن و اجابت نمودن. ( ناظم الاطباء ). بعهده گرفتن. بگردن گرفتن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تقبل نمودن: بر وفق مزاج او سخن ها گفته بودند و تقبلها و تکلفها کرده. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ فارسی
بعهده گرفتن بگردن گرفتن.
جمله سازی با تقبل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 توسعهیافتگی حملونقل در زمینه فناوری و کارآمدی و توانمندی آن، بستر توسعه همهجانبه را فراهم میکند. کارشناسان حوزههای اقتصاد و حملونقل معتقدند موفقیتهای راهبردی در زمینه توسعه اقتصاد، بهواسطه ارتقای مهارتهای حملونقل و سرمایهگذاری در بخش زیربنایی و تجهیزات حملونقل است؛ بنابراین سرمایهگذاری در صنعت حملونقل، بار مالی زیادی خواهد داشت، اما برای تسریع در روند توسعه کشور و برطرف کردن موانع حوزه حملونقل، تقبل هزینههای این بخش ازسوی دولت اجتنابناپذیر است. به لحاظ اجتماعی، سرمایهگذاری در بخش حملونقل عمومی موجب بهبود و توسعه این صنعت خواهد شد و تأثیرات بسیاری در افزایش رفاه اجتماعی و توسعه کسبوکار خواهد داشت.
💡 انسان برای رسیدن به آرامش روانی، باید بتواند واقعیتهای تلخ زندگی را با تمام پیچیدگیهایشان تقبل کردن و با آنها به شکلی سازنده و مثبت کنار بیاید.
💡 در روابط انسانی، توانایی تقبل کردن تفاوتهای دیدگاه و فرهنگهای مختلف، کلید اصلی ایجاد درک متقابل و برقراری ارتباطات پایدار و مؤثر میان افراد جامعه است.
💡 او تلاش کرد تا با وجود تمام سختیها و فشارهای کاری سنگین، شرایط جدید محیط جدید را تقبل کردن و خود را با آن به سرعت وفق دهد.