تعویض کردن

لغت نامه دهخدا

تعویض کردن. [ ت َع ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدل کردن. تبدیل کردن. تغییر دادن. تاخت زدن. و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عوض کردن بدل کردنعوض دادن.

جمله سازی با تعویض کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساختار پیاده‌ای لندن یا مثلث اسلاو قابل ایجاد با سفید و سیاه است. گشایش لندن، گشایش اسلاو و گشایش کاروکان از جمله گشایش‌های مناسب برای ایجاد این نوع ساختارند.در این ساختار، با مجبور کردن حریف به تعیین نوع مرکز، به حرکت رو به جلو پیاده‌ها دقت می‌شود. در این نوع پس از هماهنگی سوارها می‌توان بر اساس حرکت‌های حریف، این نوع ساختار را به کارلسباد، ساختار بسته، گامبی وزیر غیر تعویضی و ساختار دندان اره‌ای تبدیل کرد.