تصمیم داشتن

لغت نامه دهخدا

تصمیم داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) عزم داشتن. اراده داشتن. قصد داشتن: او تصمیم دارد که این کار را بکند.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) آهنگ داشتن قصد انجام دادن کاری داشتن.

جمله سازی با تصمیم داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما پدر و مادرش حامیان بزرگ او بودند. کسانی که هروقت ناراحت بود به او تسلی دادند و وقتی خوشحال بود با او خندیدند و به او آموختند که با وجود داشتن این بیماری و باوجود شرایط بسیار سخت زندگی، نباید اجازه بدهد که این بیماری او را تعریف کند. باید به یاد داشته باشد که زندگی‌اش در دستان خودش قرار دارد و خودش تصمیم می‌گیرد که به کدام‌سو هدایتش کند. او می‌داند و می‌گوید که رسیدن به این نقطه بسیار سخت است.