تسلیح گاه

فرهنگستان زبان و ادب

{arming area} [علوم نظامی] محوطه ای در نزدیکی باند پرواز که هواپیما برای مسلح شدن در آنجا توقف می کند

جمله سازی با تسلیح گاه

💡 اگرچه رایشسور در ظاهر غیرسیاسی بود، اما به عنوان یک دولت در یک دولت عمل می کرد و رهبری آن یک عامل مهم قدرت سیاسی در جمهوری وایمار بود. رایشسور گاهی از دولت دموکراتیک حمایت می کرد، همانطور که در پیمان ایبرت-گرونر زمانی که وفاداری خود به جمهوری را متعهد شد، و گاهی از نیروهای ضد دمکراتیک از طریق ابزارهایی مانند رایشسور سیاه، گروه های شبه نظامی غیرقانونی که در نقض قوانین دموکراتیک دست داشتند، حمایت می کرد. در معاهده ورسای رایشسور، خود را به عنوان ارتش کادری می دید که تخصص ارتش امپراتوری قدیمی را حفظ می کرد و پایه ای برای تسلیح مجدد آلمان می ساخت.

💡 با اضمحلال امپراتوری روم، حاکمان جدید با آگاهی از ارزش نظامی آن‌ها، به‌نحوی از این سازه‌ها استفاده نمودند. این مردمان با تعمیر و تقویت دژهای رومی، گاهی تغییرات بزرگی در طراحی اصلی آن‌ها ایجاد می‌کردند. اروپایی‌ها بین سال‌های ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلادی شروع به ساخت قلعه‌هایی برای خود کردند. برای مثال احداث قلعه سیلوس در پرتغال مربوط به این دوره و حوالی سال ۷۰۰ میلادی است. با این حال، قلعه‌ها از اهمیت زیادی در اوایل قرون وسطی برخوردار نبودند. منابع تاریخی و باستان‌شناسی مربوط به این دوره نشان‌گر ساخت تعداد نسبتاً اندکی قلعه در این زمان است. تعداد دژهای رومی که در این دوره ویران شده‌اند نیز بیشتر از دژهای تعمیر شده رومی بوده‌است. اهمیت‌زدایی از دژها در اثر تغییر سبک جنگ‌افزارهای رایج در آن برهه بود. از آن جایی که تسلیحات اوایل قرون وسطی عموماً جهت رزم نزدیک طراحی شده بودند، نبردها اغلب در فضای باز اتفاق می‌افتاد. در این شرایط، یک دژ به هر اندازه که مستحکم هم که می‌بود، نمی‌توانست کارگشا باشد. شرایط سیاسی و اقتصادی نیز دیگر عامل افول دژها در این دوره بود. خزائن خالی و عدم نیاز نظامی، توجیه‌گر صرف کردن منابع محدود درآمدی پادشاهان به دژهای بزرگ نبود. فروپاشی امپراتوری روم سبب ایجاد صدها واحد سیاسی کوچک در سرتاسر اروپا گشته بود که غالباً توانایی گردآوری سپاهیان پرتعداد را نداشتند. لشکرهای این دوره به ندرت به فراتر از ۱۵۰ تن می‌رسیدند. از همین رو با وجود متداول و ممتد بودن درگیری‌های نظامی، ایجاد و حفظ قلعه‌ها منطقی به نظر نمی‌رسید.