فرهنگ معین
(تُ مِ لَ. ش ِ کَ تَ ) (مص ل. ) فرصت دادن، رو دادن، خشت کج نهادن.
(تُ مِ لَ. ش ِ کَ تَ ) (مص ل. ) فرصت دادن، رو دادن، خشت کج نهادن.
فرصت دادن، رو دادن، خشت کج نهادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وحید حقانیان در سفر به مناطق زلزلهزده اینگونه بیان کرد که «۲۷ نفر از سازمان نظام مهندسی زنجان آمدند، دیدند و گفتند سازهها مشکلی ندارد» و افزود که «خدا لعنت کند معاون اول رئیسجمهور، آقای جهانگیری را که اولین تخم لق سیاسی را گذاشت و در جلسه اقتصاد مقاومتی اعلام کرد که خانههای مسکن مهر در زلزله تخریب شدهاست».