تخلل و تکاثف

تخلل و تکاثف

«تخلخل و تکاثف» دو اصطلاح به‌کاررفته در فلسفه طبیعی هستند که به‌ترتیب به معنای رقیق‌تر شدن و متراکم‌تر شدن یک جسم یا ماده به کار می‌روند. در معنای لغوی، تخلخل به کاهش پیوستگی و فشردگی میان ذرات یک چیز و تکاثف به افزایش پیوستگی و تراکم میان ذرات آن اشاره دارد. در اصطلاح فلسفی، این دو مفهوم به تغییر حجم یک جسم بدون آنکه ماده‌ای از بیرون به آن افزوده شود یا بخشی از آن جدا گردد، گفته می‌شود. بر اساس این دیدگاه، عواملی مانند گرما و سرما می‌توانند موجب شوند که جسم گسترش یابد یا فشرده‌تر شود و در نتیجه حجم آن افزایش یا کاهش پیدا کند. تخلخل زمانی رخ می‌دهد که جسم بر اثر عواملی مانند حرارت منبسط شده و حجم بیشتری اشغال کند، در حالی که تکاثف به حالتی گفته می‌شود که جسم بر اثر عواملی مانند برودت متراکم شده و حجم آن کاهش یابد. این دو پدیده از نظر فلسفی نوعی تغییر در کمیت جسم به شمار می‌آیند، اما با مفاهیمی مانند نمو و ذبول تفاوت دارند. در نمو و ذبول، افزایش یا کاهش اندازه جسم بر اثر اضافه شدن یا جدا شدن ماده صورت می‌گیرد، ولی در تخلخل و تکاثف چنین افزایشی یا کاهشی بدون ورود یا خروج ماده رخ می‌دهد. فیلسوفان طبیعی برای توضیح برخی دگرگونی‌های اجسام از این دو مفهوم استفاده می‌کردند و آن‌ها را از مهم‌ترین انواع تغییرات کمّی در جهان مادی می‌دانستند. از این‌رو، تخلخل و تکاثف به فرایند کاهش یا افزایش تراکم و پیوستگی ذرات یک جسم و در نتیجه تغییر حجم آن، بدون افزوده یا کاسته شدن ماده، گفته می‌شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تَخَلْخُل وَ تَکاثُف، دو اصطلاح در فلسفه طبیعی به معنی رقیق شدن و غلیظ شدن هستند.
تخلخل و تکاثف در لغت به معنای کاهش و افزایش پیوستگی میان ذرات چیزی است.
در اصطلاح
در اصطلاح آن را به فزونی یا کاستی حجم چیزی بدون انضمام شیء خارجی و یا جدایی چیزی از آن، بر اثر عللی مانند حرارت و برودت، تعریف کرده اند.
تفاوت با نموّ و ذُبول
با همین تعریف، تخلخل و تکاثف از نمو و ذبول متمایز می شود، با آن که هر یک نوعی از حرکت در کمیت به شمار می روند، در تخلخل و تکاثف مقدار جسم بدون پیوستگی یا جداییِ چیزی زیاد و کم می شود، اما نمو و ذبول همراه با پیوستگی یا جدایی است.
از نظر فلسفه یونان
...