لغت نامه دهخدا
( تخت آرای ) تخت آرای. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آرایش دهنده تخت. که تخت آراید. که موجب زینت تخت شاهی شود:
چو تخت آرای شد طرف کلاهش
ز شادی تاج سر میخواند شاهش.نظامی.
( تخت آرای ) تخت آرای. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آرایش دهنده تخت. که تخت آراید. که موجب زینت تخت شاهی شود:
چو تخت آرای شد طرف کلاهش
ز شادی تاج سر میخواند شاهش.نظامی.
( تخت آرای ) آرایش دهند. تخت که تخت آراید که موجب زینت تخت شاهی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که یوسف کو و تخت آرایی او به محتاجان کرم فرمایی او
💡 چو تخت آرای شد طرف کلاهش ز شادی تاج سر میخواند شاهش